مدرسه علمیه فاطمه الزهرا سلام الله علیها ساوه

  • صفحه اصلی 
  • تماس با ما 
  • ثبت نام 
  • ورود 

اهداف خودسازي

19 مهر 1396 توسط رضوانی


منظور از تحليل اخلاق چيست؟ اخلاق براي نيل به مادّيت؟ يا اخلاق براي اخلاق؟ يا اخلاق براي قرب به خدا است؟ بسياري به دنبال اخلاق مي روند ولي مقصد آنان همان نيل به مادّيت و دنيا است، عدّه اي با مشتري برخورد خوبي دارند اما هدف شان از اين نوع برخورد، جذب مشتري و رسيدن به سود بيشتري است به عنوان مثال ممکن است برخورد پاره اي از پزشکان با بيماران خويش در مطب خصوصي با ملاقات آنان در بيمارستان و غير آن تفاوت محسوسي داشته باشد، اين گونه برخوردها، نمونه هاي اخلاقي براي ماديت و سود دنيوي است. بديهي است اين نوع اخلاق، کمال نفساني براي انسان نمي آورد فقط وسيله اي است براي کسب در آمد و يا وجاهت و مقام، و بسياري از کتاب هاي اخلاقي غربي و شرقي اين هدف را تعقيب مي کنند.
نوع دوم از تحصيل اخلاق، اخلاق براي اخلاق و تعديل صفات نفساني است البته اين نوع، از يک نوع کمال انساني برخوردار است کسي که نيروي شهوت يا غضب خويش را تعديل مي کند و جلوي افراط و تفريط نيروهاي باطني را مي گيرد طبعاً از يک نوع اعتدال بهره مند مي شود و صفات باطني او به تعديل مي گرايد و مورد ستايش و مدح قرار خواهد گرفت.
اين نوع (اخلاق)، با نوع اول تفاوت روشني دارد، نوع اول اثري روي نفس انسان نداشته و کمال نفساني نمي آورد اما اين نوع موجب کمال نفس انسان مي شود. بسياري از کتاب هاي اخلاقي به پيروي از اخلاق يوناني تنها به اين نوع پرداخته اند و در صدد تعديل نيروهاي باطني انسان بر آمده است و پيرامون تعديل نيروي غضب و شهوت و نيروي وهم و عقل و درک انسان بيانات مفيدي ايراد کرده اند، که در حدّ خود بسيار مفيد است ولي بايد دانست که اين سعادت، سعادت نهائي نيست، سعادت و کمال نهائي انسان در ارتباط با خداست که با توجّه به اين عنايت و هدف بزرگ، گوهر وجود انسان ظاهر مي گردد و بدون اين ارتباط سعادت او ناقص و ناتمام است.

ادامه »

 نظر دهید »

تفسیر آیه 24سوره مبارکه روم

17 مهر 1396 توسط رضوانی

خداوند در سوره الروم آیه ۲۴ می‌فرماید:
اعوذبالله‌من‌الشیطان‌الرجیم
وَمِنْ آیَاتِهِ یُرِیکُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَیُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مَاء فَیُحْیِی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ
و از نشانه‌های قدرت اوست که برق را به قصد بیم و امید ، به شما می‌نمایاند و از آسمان باران می‌فرستد تا زمین مرده را بدان زنده سازد دراین عبرت‌هایی است برای کسانی که به عقل در می‌یابند.
*
تفسیر
(ومن ایاته یریکم البرق خوفا وطمعا و ینزل من السماء ماء فیحیی به الارض بعد موتها ان فی ذلک لایات لقوم یعقلون ): (و از آیات او این است که برق را به شما نشان می‌دهد تا شما به طمع یا ترس درآیید و از آسمان آبی نازل می‌کند و باآن آب زمین را بعد از مردنش زنده می‌سازد، همانا در این امر نشانه‌هایی برای گروه اهل تعقل وجود دارد)(خوف از برق ) یعنی ترس از نزول صاعقه و (طمع به آن )، یعنی امید بستن به بارش باران ، پس از آیات دیگر خداوند این است که برق آسمانی را به شما می‌نمایاند تا جمعی به آن امید بسته و جمع دیگر از آن بهراسند و نیز اینکه از آسمان آب باران را می فرستدو بوسیله آن زمین فسرده و خموده را احیاء و سرسبز می‌کند و اینها همه نشانه‌هایی است برای گروهی که اهل تعقل و تفکر هستند و می‌فهمند که در این نظامات جاری عالم سراپا تدبیر و مصلحت بکار رفته و ایجاد آن صرفاً از باب تصادف و اتفاق نیست .

 نظر دهید »

تفسیر آیه19 سوره مبارکه غافر

01 مهر 1396 توسط رضوانی

خداوند در سوره غافر آیه ۱۹ می فرماید: 

اعوذ بالله من‌ الشیطان‌ الرجیم
«یَعْلَمُ خَائِنَهَ الْأَعْیُنِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ»
[خدا] نگاههاى دزدانه و آنچه را که دلها نهان مى‏ دارند، مى‏ داند.

در تفسیر نمونه ذیل آیه آمده است:
یکى از اوصاف خدا را بیان مى کند که در ضمن توصیفى براى چگونگى قیامت است ، مى گوید: خدا چشمهائى را که به خیانت گردش مى کند مى داند، و از آنچه در سینه ها پنهان است با خبر است (یعلم خائنه الاعین و ما تخفى الصدور).
آرى خدائى که از حرکات مخفیانه چشمها و اسرار درون سینه ها آگاه است در آن روز درباره خلایق دادرسى و قضاوت مى کند، و با این علم و آگاهى دقیق او روز گنهکاران سیاه و تاریک است .
در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم : هنگامى که از معنى این آیه از آن حضرت سؤ ال کردند، فرمود: ا لم تر الى الرجل ینظر الى الشى ء و کانه لا ینظر الیه ، فذلک خائنه الاعین : آیا ندیده اى گاه انسان به چیزى نگاه مى کند اما چنین وانمود مى کند که به آن نگاه نمى کند؟ این نگاههاى خیانت آلود است !.
آرى این نگاهها خواه به نوامیس مردم باشد و یا امور دیگرى که نگاه کردن به آن ممنوع است بر خداوندى که ذره اى از آنچه در آسمانها و زمین است از علم او مخفى نیست پنهان نمى ماند، لا یغرب عنه مثقال ذره فى السموات و لا فى الارض (سبا – ۳).
در حدیث دیگرى آمده است : یکى از یاران پیامبر در کنار یکى از مخالفان سرسخت اسلام در محضر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نشسته بود، بعد از آنکه آن مرد مخالف از محضر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) امان گرفت و بیرون رفت عرض کرد: چرا اشاره اى نفرمودید.
تا بر خیزیم و گردنش را بزنیم پیش از آنکه از شما امان بگیرد؟! رسول خدا فرمود: ان النبى لا تکون له خائنه الاعین : پیامبران نگاه مخفیانه و خائنانه ندارند!.
البته خیانت چشمها اشکال مختلفى دارد: گاه به صورت نگاههاى دزدکى و استراق بصر نسبت به زنان بیگانه است ، و گاه به صورت اشاراتى با چشم به منظور تحقیر یا عیبجوئى از دیگران ، و یا اشاراتى که مقدمه توطئه ها و نقشه هاى شیطانى است .
آرى از دیدگاه یک فرد مؤمن واقعى ، تمام عالم محضر خدا است ، و همه کارها در حضور او انجام مى گیرد، همین شرم و حضور براى دورى از گناهان کافى است .

 نظر دهید »

يأس و نااميدي

30 شهریور 1396 توسط رضوانی


از مهمترين مشکلاتي که بشر امروزي با توجه به همه پيشرفت هاي صنعتي و علمي با آن دست به گريبان است، يأس و نااميدي نسبت به زندگي و آينده خود است. تعريفي که از يأس و نااميدي (HOPELEESNESS) مي توان ارايه نمود، عبارت است از اين که انسان نسبت به ارزش مندي خود، آينده و جهان احساس ترديد داشته باشد. همچنين نااميدي به حالتي اطلاق مي شود که فرد انگيزه خود را براي پيشرفت، حل مساله، روابط اجتماعي، موفقيت، تحول، يادگيري، دستيابي به اهداف زندگي و به طور کلي جنبه هاي مثبت از دست مي دهد.
پس بايد با اين مشکل و بلا که حضرت علي ـ عليه السلام ـ از آن به عنوان بزرگترين بلا ياد مي کند،[1] مقابله و پيشگيري شود.
عوامل بسياري باعث مي شود كه انسان احساس نااميدي كند و مهمترين آنها عبارتند از:
1. نداشتن هدف درست در زندگي
نداشتن هدف و معني درست در زندگي و يا ضعف ايمان به هدف، مطمئناً رابطه مستقيمي با ناکامي و يأس دارد، انسان بي هدف سرگردان و مضطرب است و هر لحظه به سويي مي رود و فعاليت هايش نتيجه بخش نيست، گرفتاري هاي زندگي به او فشار مي آورد و هيچ توجيهي براي سختي ها و رنج ها ندارد.
2. مقايسه خود با ديگران
وقتي انسان خودش را با ديگران و به خصوص افراد موفق كه همه از آنها تعريف مي كنند مقايسه كند، و ببيند كه نسبت به آنها كار چنداني بلد نيست، احساس شكست و نااميدي به وي دست مي دهد.
3. انتظارات و توقعات بيش از اندازه
برخي والدين توقعات زيادي از فرزندان خود دارند. مي خواهند فرزندشان در رشتة تحصيلي اش نمره عالي كسب كند و شاگرد ممتاز شود. گاهي اوقات خود افراد چنين توقعاتي از خويش دارند و دوست دارند كه در هر زمينه اي بهترين باشند. مثلاً انتظار دارند كه در امتحان پايان ترم يا كنكور دانشگاه با نمره بالا قبول شوند، وقتي پذيرفته نشدند، و نمرة كمي آوردند، احساس نااميدي به آنها دست مي دهد و چنين فكر مي كنند كه هيچ گاه در زندگي موفق نمي شوند.[2]
4. فراموش كردن خدا
برخي افراد فقط به خود متكي هستند و فكر مي كنند كه با اعتماد به نفس مي توانند بر تمامي مسائل و مشكلات زندگي پيروز شوند. اما وقتي با مشكل رو به رو مي شوند و نمي توانند به تنهايي آن را انجام دهند، احساس شكست و ناتواني مي كنند. گاهي هم توجه نداشتن به قدرت بخشندگي و گذشت خداوند سبب يأس مي شود.
5. برداشت نادرست و تعميم بيش از اندازه
برخي ديگر وقتي در يك زمينه شكست مي خورند يا يك بار شكست مي خورند، از آن نتيجه مي گيرند كه در هيچ زمينه اي و در هيچ زماني موفق نخواهند شد. اين تفسير و برداشت نادرست باعث افسردگي و احساس ارزشمندي و عزت نفس پايين در وي مي شود و عملاً هم به شكست منجر مي گردد.
6. عواملي ديگري چون:
الف) سستي، تنبلي و اهمال کاري در کارها.
ب) ضعف اراده و اعتماد به نفس و عزت نفس.
ج) عدم سخت کوشي و تلاش و فقدان استمرار و جديت در کارها.
د) عدم استفاده از استعدادها و شايستگي ها.
هـ) قاطع نبودن در تصميمات و عدم ثبات کاري.
و) منفي نگري، خودبيني و تنگ نظري.
ز) عدم انعطاف پذيري در برابر حوادث و نپذيرفتن واقعيات زندگي و… .
ح) تک روي و عدم کمک از افراد متخصص و با تجربه.

[1] . غررالحکم و دررالکلم، ص2860.
[2] . آلبرت آليس، احساس بهتر ـ بهتر شدن ـ بهتر ماندن، ترجمه مهرداد فيروز بخت، مؤسسه فرهنگي رسا، 1382ش، ص89-49.

 نظر دهید »

تفسیر سوره قصص آیه ۱۴

26 شهریور 1396 توسط رضوانی

خداوند در سوره قصص آیه ۱۴ می‌فرماید:
اعوذبالله‌من‌الشیطان‌الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
«وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَی آتَیْنَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ»
چون به حد بلوغ رسید و برومند شد ، او را فرزانگی و دانش دادیم و، نیکوکاران را چنین پاداش می‌دهیم
***
در تفسیر مجمع البیان آمده است:
وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوی آتَیْناهُ حُکْماً وَ عِلْماً
و هنگامی که موسی رشد کرد و به اوج نیرومندی و کمال رسید، به او دانش و فرزانگی گسترده‌ای ارزانی داشتیم.
به باور پاره‌ای منظور این است که: و هنگامی که او به چهل سالگی رسید، به او فرزانگی و دانشی ژرف ارزانی داشتیم. با این بیان آن حضرت پیش از انگیزش به رسالت و پیامبری دارای دانش و حکمت بسیار بود.
امّا به باور پاره‌ای دیگر منظور از دانش و حکمت، همان مقام والای رسالت و پیامبری است که به او ارزانی گردید.
وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ.
و ما نیکو کرداران روزگار را این گونه پاداش می‌دهیم.

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 26
  • 27
  • 28
  • ...
  • 29
  • ...
  • 30
  • 31
  • 32
  • ...
  • 33
  • ...
  • 34
  • 35
  • 36
  • ...
  • 57

اوقات شرعی

موضوعات

  • متفرقه
  • آموزش
    • علوم قرآن و حدیث
    • نمونه سوال کلیه دروس
    • مهارتهای زندگی
  • یاد امام و شهدا
  • اهل بیت (علیهم‌السلام)
    • حدیث و سخنان
    • زندگینامه و تاریخ
    • فضائل و مناقب
    • ولادت / شهادت
  • احکام عملی
  • طلاب
    • دل نوشته های طلاب
  • در محضر بزرگان
  • اخبار و اطلاعیه های مدرسه
  • فناوری اطلاعات و رایانه
  • نکات جالب
  • دعا و مناجات
  • پادکست
  • اخلاق
    • رذایل اخلاقی
    • فضایل اخلاقی
  • عکس نوشته
  • پزشکی
  • اشپزی
  • شبهات
  • احکام
  • سیاسی
  • داستان
  • اعمال روز
  • گفتار خنده دار

صفحه ها

  • درباره حوزه ساوه
  • سیستم آزمون سایت
  • ساوه شناسی
  • نویسندگان وبلاگ

جستجو

خبرنامه

آمار

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس